Posts

جدال دو برادر

Image
دو برادر بودندی هر دو دار العلم دیده و پا به سن گذاشته: یکی در طب و دیگری در غیر طب. آنکه در طب بودی فوارهء بلند علمش از اوج معلومات جزوه ای شصت سال پیش بتدریج فرو کشیدی و بسنده کردی به کسب در آمد مختصر در روستا ها در قبال توسعه معلومات طبی تخصصی. در عین حال، مرغ و خروس های دریافتی بابت حق ویزیت او را بشدت خرسند بنمودی تا کار از کار گذشت و اخذ تخصص بر باد برفت. در عین حال، ضمن طبابت بهم نفهم در یافتی که درمان هایش بی فایده است و بهبودی بیمار صرفآ ناشی از عمل کرد سیستم بدن بیمار بوده و نه مداوا با داروهای جدیده. این وقوف موجب دلسردی او بشدی و برای عقب نماندن از قافلهء پزشکی رو به طب عهد عتیق بیاوردی و عناب و اوساقدوس را بی خطر تر از داروهای جدید بدیدی و از طریق آن برای خود مصونیتی در قبال شکایات پدید بیاوردی. اندکی تفحص در احوالات او پرده از حقیقتی برداشتی که بر پایهء این فرضیه استوار باشدی: < رویگردانی از دانش امروزی نه تنها موجب توقف کسب معلومات مدرن میشود، بلکه انسان را هم بسمت یک دندگی و لجاجب سوق میدهد .> چنین شخصی در حال حاضر، قرن بیست و یکم، قادر به استفاده از تک...

گدایان مستکبر

Image
بیست و چهارم آدر 92 طبق گزارشات واصله، در یکی از شهرهای بریطانیای کبیر گدا ها   ماهانه 5000 دلار در آمد معاف از مالیات دارند! برخی از این گدایان شبها را در هتل بسر می برند و برای رفتن سرکار از تاکسی در بست استفاده میکنند. عده ای از اینها صاجب خانهء شخصی هم هستند. پلیس یکی از شهر های انگلستان بمردمی که خرید کریسمس می کنند یا کارمند مؤسسه هستند هشدار داده است که از دادن صدقه به این گردن کلفت ها خود داری کنند( شاید مقدمه ای باشد برای نصب صندوق صدقات )! اگر کسی بتواند از عجمستان پس ار طی هفت خوان رستم ویزای انگستان بگیرد در فرودگاه متوجه میشود که انگلستان بکل عوض شده است، زیرا افغانی و افریقایی و هندی و پاکستانی و عراقی و کرد ( بغیر از فارس و لر ) در لندن لول میزند و در پیاده روها نشسته اند و کاسهء گدایی را پیش گرفته اند. مدتهاست، بیش ار ده سال، که زنان دویست کیلویی زامبیایی در اتوبوس های دو طبقه با بلیط مجانی پشت سر راننده و نزدیک به محفظهء موتور می نشیند و پاهای کثیف بدون جوراب خود را روی محقظه میگذارند و بخواب پر سرصدای بالا و پایین میروند. دولت های مجلی به این افراد...

تلنگر

Image
تلنگر اونوختا که هندونه ها هندونه بودن، میشد با تلنگر کال یا رسیده بودنش را تشخیص داد. تلنگر بر اساس « سونار » کار میکنه. خر هم مجهز به سوناره. وختی میخاد از روی یگ پل فکسنی رد بشه، اول با سنبش چندتا تقه به پل میزنه بعد از روش رد میشه. قدیم که سونوگرافی نبود، پزشکها با تقه زدن روی شکم و کمر می فهمیدن که دل و بار بیمار سالمه یا معیوب. می توان جامعه را، که متشکله از آحادش، با تلنگر یا تقه مورد معاینه قرار داد. گفتار و کردار آدم ها هم معنی داره و در حکم علایم و نشانه های مرضه. مثلهای خیلی خوبی وجود داره که بما حالی میکنه درگذشته چقدر مردم دانای این سرزمین،به علم نفس یا روانشاسی وقوف داشتن. یکی از این ضرب المثل اینه: زورش بخر نمی رسه، چوقا کشیده به بالونش . در این مثل چندتا فاکتور علنی وجود داره: خر و پالون و صاحب خر . اما خوب که بررسی کنیم می بینیم عاملها گاهی بیش از این سه تاست، مثلآ خر یک نفر را بزور ازش گرفتن و صاحب جدیدی پیدا کرده. اما صاحب اولی نمیخاد قبول کنه که خرش مصادره شده و غیره. دیگه اینکه بجای خر میشه گفت فرستندهء تلویزیونی که عرفآ متعلق به مردمه اما مصاد...

حوا خانم- قسمت 5

Image
رسیدم تا اینحا: از روز ازل تا کنون. حالا برگردیم به اون دور دورا: یعنی وختی که « یاهوا » تصمیم گرفت برای بابا آدم یگ جفتی درست کنه. قربونش برم در کتاب مقدس سفر آفرینش که رسمآ مورد قبول مسیحیان و کلیمیان می باشد، در سوره و آیه 2-21 می فرماید: « یاهوا » خواب خیلی عمیقی بر آدم غالب کرد و آدم بخواب رفت. بعد « یاهوا » یکی از دنده های مرد را در آورد تا با آن حوا را بیافریند (توضیح: در عجمسون مردم میگن « زن یه دنده کم داره ». در حالیکه باستناد تورات بابا آدم یه دنده اش کم شد. البته در عکسبرداری ها این نقیصه دیده نمی شود!) بگذریم. بغد تورات در سوره و آیه 2-24 می فرماید: بهمین دلیل مرد (بعد از زن گرفتن) پدر و مادر خود را رها میکند و می چسبد به زن و یک پارچه میشوند! بعد در سوره و آیه 2-25 می فرماید: و آدم و حوا هر دو لخت و عور بودن و ابدآ خجالت هم نمی کشیدند! (حال چرا زنان عجم بهنگام نماز چادر گل مگلی و نه مشکی به سر میکنند شاید ناشی از کاسه ای باشد زیر نیم کاسه!) و اما آنروز که حوا آدم را گول زد و میوهء ممنوعه را باو خورانید در سوره و آیه 3-9 آمده است: « یاهوا » با صدای رسا گفت: آ...

حوا خانم- قسمت 4

Image
رسیدیم به « ای کلک ». اما حالا وختشه که چند سالی برگردیم بعقب . یعنی به آذر و دی ماه سال 57. آنروز کذایی صدها نفر در تقاطع عباس آباد و بخارست « قارچوار » روییده بودند و جلوی ماشین های عبوری را میگرفتند و ورقه هایی را که روی آن پیشاپیش « مرک برساه »   نوشته بودند زیر برف پاکن ها می گذاشتند و براننده تحکم میکردند تا شیشه را بالا بکشد و براه بیفتد. در میان این راه گیر ها، حوا خانمی بود: گیسو طلا، مواج، بلند و براق. رخساری زیبا تر از فتوشاب، کمان ابرو ولی « تاتو » ناشده، چشمانی سبز و فروزان مثل نور افکن، مژگانی بلند و خمیده و بینی دست نخوردهء و الگوی نقاشان، لبانی دلربا تر از مونیکا و طرح رخساری ایدال همگان. اما آنچه آن زمان مدهوش کننده تر بود همانا « وادی » میان دو پستانش بود که حتی آن زمان هم در فرانسه و امریکا « ممنوع العیان » بشمار می آمد. پیراهن دکولته اش از پارجهء گلدار رقصان و کلوش بود و خیلی بالاتر از دو چفت هوس برانگیز پشت زانو. دو ران دلربایش با باسنی برجسته و پر ناحیه ای از اندام مرد را، واقع در حوالی ناف، بشدت می فشرد. دیگر اینکه، دو ران شفاف و زلال و عاری از هر ...

حوا خانم- قسمت 3

Image
صلوات برفس. راستی حموم خزینه های سابق یاددت هست؟ آفرین. معلوم میشه گوش شیطون کر « آل ظایمر » نگرفتی. نترس چشمم شور نیست. بعلاوه توکه « ان یکاد » همراته. از چی می ترسی. خب، بنازم به کلمات « انکحتک » که شما را به مرد غریبه محرم کرد. یادته شووره  برا اینکه نمازش ترک نشه کلهء سحر بقجه به بقل میرفت حموم خزینه؟ یادته که اهل محل از حسودی چه پوز خندها که نمی زدن: تازه داماده! راسی ، خیلی ببخشینا، شما چه کار میکردین. منظورم اینه که شما هم وقتی حموم زنونه واز میشد بقچه به بقل میرفتی؟ سؤال من اینه آیا زن هم باید غسل جنابت بکنه یا نه؟ بعد که خونه ها را لوله کشی کردن و توی خونه حموم درست کردن، هردو راحت شدین. یه سؤال دیگه: اونختا که روسری اختیاری شد و پیف پاف  و 3شوار و مش اومد، میشد آدم هر روز بره زیر دوش؟ تکلیف نماز چی می شد؟ غصه نخور، خدا ارحمو راحمینه.  حالا که چندبار مشرف شدین و حاج خانم دوپاسپورته و مرتب « اوکی اوکی » و بتقلید امریکائیهای بی سواد « اوم اوم » میکنی، وختی برای دندون پرشکی اومدین عجمسون هر وخت از شما دعوت میکردن مرتب بجای ساعت مثلآ شش می گفتی نمازما که خون...

حوا خانم- قسمت 2

Image
گوشتا بیار جلو. یه روانشناس باسوادی بنام « کارل یونگ » که معاصر « فروید » بوده گفته علاوه بر دو تا لوحی که « فروید » معرفی کرده، لوح سومی هست که چیزایی روش حک شده که مربوطه به اتفاق هایی است که در گذشته خیلی دور برای آدمها اتفاق افتاده. خلاصه، با مراجعه به این لوح ما می تونیم بفهیم که چرا عجمسونیا مردم غم زده ای هسن و فقط نوحه و سینه زنی و عزاداری دلشونا شاد میکنه.   موسیقی دون ها میگن: موسیقی هر جامعه ای آیینه تمام نمای روح و روان مردم اون سرزمینه. میگن موسیقی خاور میانه غمگینه و تا غمگین نباشه بدل مردمش نمی نشینه. بهمین خاطر، آهنگ سازاش   از نت های استفاده میکنن که تقلیدیه از « هق وهق و گریه و ناله و زجه ». البته ایرونی ها تا قبل   635 میلادی قاعدتآ باید مردم شادی می بودن، چون تاریخشون نسون میده خیلی جشن و رک و رقاصی داشتن، اما از اون روز کذایی سال 635 میلادی که آخوند های زردشتی فتوا دادن که سپاه بی سپه سالار ساسانی با عربها اعلام « همبستگی » کنه، لشکریان ایرونی شمشیرها را غلاف کردن و دست به سینه جلوی سعد وقاص وایسادن. باورت نمیشه.   سعد وقاص و ب...