حوا خانم- قسمت 2
گوشتا بیار جلو. یه روانشناس باسوادی بنام «کارل یونگ» که معاصر
«فروید» بوده گفته علاوه بر دو تا لوحی که «فروید» معرفی کرده، لوح
سومی هست که چیزایی روش حک شده که مربوطه به اتفاق هایی است که در گذشته خیلی دور برای
آدمها اتفاق افتاده. خلاصه، با مراجعه به این لوح ما می تونیم بفهیم که چرا عجمسونیا مردم
غم زده ای هسن و فقط نوحه و سینه زنی و عزاداری دلشونا شاد میکنه. موسیقی دون ها میگن: موسیقی هر جامعه ای آیینه
تمام نمای روح و روان مردم اون سرزمینه. میگن موسیقی خاور میانه غمگینه و تا غمگین
نباشه بدل مردمش نمی نشینه. بهمین خاطر، آهنگ سازاش از نت های استفاده میکنن که تقلیدیه از «هق وهق و
گریه و ناله و زجه». البته ایرونی ها تا قبل 635 میلادی قاعدتآ باید مردم شادی می بودن، چون
تاریخشون نسون میده خیلی جشن و رک و رقاصی داشتن، اما از اون روز کذایی سال 635
میلادی که آخوند های زردشتی فتوا دادن که سپاه بی سپه سالار ساسانی با عربها اعلام
«همبستگی» کنه، لشکریان ایرونی شمشیرها را غلاف کردن و دست به سینه جلوی
سعد وقاص وایسادن. باورت نمیشه. سعد وقاص
و بقیهء سردارهاش که تا چند ماه پیش بت پرست یودن، دستور قتل عام تمام مردها را
دادن و مردها را جلوی چشم زن و بجه هاشون مثل گوسفند سربریدن. حال زن ها و بچه ها را
خودت مجسم کن. اونها مثل تماشاچی های دار زدن آدم ها توی این دوره و زمونه نبودن.
جیغ ها و زجه ها کشیدن. ناله های کردن. بعد از سر بریدن ها، سعد وقاص گفت هر چی
دختر و پسر و زن جوون بدرد بخورهس کت بسته ببرن توی بازار برده فروشها. «کارل یونگ» میگه همهء
این وقایع با قلم و چکش روی اون لوح سومیه حک شده. حوا خانم، قبول کن که ته دلت حتی
توی لوس آنجلوس و تورنتو هم ماتم زدس، جون دلت با غم عجین شده. تو این لوح سومی را
بارث بردی. تخصیر خودت نبوده. گریه جزئی از وجودت شده. تا به نوحه گوش ندی دلت وا نمیشه.
روانشناسا به یک حقیقت دیگه ای هم پی بردن که عبارتست از پیدایش رابطهء عجیبی میون
ظالم و مظلوم. یعنی مظلوم عاشق ظالم و قاتل جد و آباد خودش میشه. حالا پاشو برای
شادی روح امواتت هم که شده یه دور تسبیح صلوات برفس.
