Posts

Showing posts from December, 2014

عجمستان

در هر زبانی، ضرب المثل ها مشخصاتی بشرخ زیر دارند: برخورداری از ایحار، در بر داشتن حقیقتی کلی و عام، داشتن قدمت تاریخی، برخورداری از کثرت استعمال و بالاخره متعلق نبودن به شخصی خاص، علی الخصوص جیره خواران و صله بگیران. علیرغم عمر طولانی ، روزی عمر هر مثلی بسر میرسد مانند < خر کریم را نعل کردن >. دیگر اینکه مثل در خیلی از موارد در شمار مجاز و استعاره قرار دارد و ترجمه تحت الفظی   آن موجب از بین رفتن معنی ضمنی آن میگردد. مثلآ: ترجمه تحت الفظی این مثل انگلیسی < Put the cart before the horse > < اسب را پشت درشکه نمی بندند .> نمی شود. مفهوم ضمنی این مجاز چنین است: < وارونه کردن ترتیبات مرسوم و متداول .> در عجمستان مقابل این مثل انگلیسی مثلی موجود هست که میگوید: < سرنا را از سرگشادش زدن > و سرنا همان سازیست که همراه با دهل زنند و در ایلات و عشایر هنور هم پا برجاست. بهرحال، وقتی مثلی پیر و فرتوت و یا متوفی می گردد، پرهیز از آن لازمست. در حال حاضر <کاردیو کردن. دیوانگی کردن و بالاخره کار ملانصرالدینی کردن و غیره> بکار میرود. دیگر ترواشات مشعشانهء حا...

خزه خراطی می کرد...

Image
تنها ایستگاه آتش نشانی شهر خود دچار حریق شد. مأموران فلان گیجه گرفتند که چه کنند. یکی مشاور در امور ازدواج، بسیار معروف و محبوب، خود بدادگاه و رفت و تقاضای طلاق کرد. شنیدم که سارقین و تبه کاران ادارهء پلیسی را خلع السلاح کردند و مأمورانش را بقتل رساندند و خود لباس مقتولین را پوشیدند و بشغل شریف حفاظت از جان و مال مردم مشغول شدند. شخصی را می شناسم که خود قادر به بچه دار شدن نیست اما دفتری بنام مشاور بارداری و حاملگی تأسیس کرده و کارش حسابی گرفته. هر روز یکی در فیس بوک مطلبی دال بر مضر بودن فیس بوک می نویسد و « ویدو » درج میکند و تعداد بیشماری « فرند » دارد. دکتری را می شناسم که مردم را به گیاه خواری تشویق میکند اما وقت ناهار مشتری پر و پا قرص یکی پیتزا فروشی است و بجر پیتزای سوسیس هیچ نوع پیتزای دیگری سفارش نمی دهد. یکی پلیس راهنمایی را می شناسم که به کانادا مهاجرت کرده. مأموران راهنمایی و رانندگی کانادا گواهی نامه این فرد را بعلت تخلفات مکرر ضبط و با مگنه سوراخ کرده اند. خلبانی را می شناسم که هر وقت روی باند برای پرواز قرار میگرد کفر برج مراقبت را در می آورد چون...