عجمستان


در هر زبانی، ضرب المثل ها مشخصاتی بشرخ زیر دارند: برخورداری از ایحار، در بر داشتن حقیقتی کلی و عام، داشتن قدمت تاریخی، برخورداری از کثرت استعمال و بالاخره متعلق نبودن به شخصی خاص، علی الخصوص جیره خواران و صله بگیران. علیرغم عمر طولانی ، روزی عمر هر مثلی بسر میرسد مانند <خر کریم را نعل کردن>. دیگر اینکه مثل در خیلی از موارد در شمار مجاز و استعاره قرار دارد و ترجمه تحت الفظی  آن موجب از بین رفتن معنی ضمنی آن میگردد. مثلآ: ترجمه تحت الفظی این مثل انگلیسی
< Put the cart before the horse> <اسب را پشت درشکه نمی بندند.> نمی شود. مفهوم ضمنی این مجاز چنین است:< وارونه کردن ترتیبات مرسوم و متداول.> در عجمستان مقابل این مثل انگلیسی مثلی موجود هست که میگوید: < سرنا را از سرگشادش زدن> و سرنا همان سازیست که همراه با دهل زنند و در ایلات و عشایر هنور هم پا برجاست. بهرحال، وقتی مثلی پیر و فرتوت و یا متوفی می گردد، پرهیز از آن لازمست. در حال حاضر <کاردیو کردن. دیوانگی کردن و بالاخره کار ملانصرالدینی کردن و غیره> بکار میرود. دیگر ترواشات مشعشانهء حاصل از ترجمه تحت الفظی از این قرار است: تئوری «چماق و هویج». «عبور کردن بویژه از خط قرمز.» <تمام تخم مرغها را در یک سبد گذاشتن!> جالب اینکه، مترجمان و دوبلرهای برنامه های آشپزی تلویزیون های ماهواره ای هم کولاک میکنند. «آواکادو» را برمیدارد و میگوید این «انبه» است. انبه به انگلیسی میشود «mango» و نه «آواکادو». راستی کسی هست که بداند در امور بانکی «مارژ سهام توثیقی» و «تراکنش» از قوطی چه عطاری در آمده است؟ در این مورد نگران «استمهال» نباشید زیرا هیچ شائبه ای در کارنیست. بلکه <نقش محوری تآتیر گذار> مورد نیاز است.چند هفته پیش یکی می گفت: هم چوب خورد هم پیاز. منظورش هم چوق خورد و هم دوغ.

Comments

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن