Posts

آخرین قسمت کمک های غیرنقدی

باز احساساتي شدي ؟ اشك در چشمانم غلتيد. سرم را بر گردندام كه ضعفم را نبيند. حال عيال گفت: حالا ميخواي چيكار كني ؟ آنقدر بي حال بودم كه فقط با چرخاندن دست به طرفي و بالا انداختن ابروها و فشردن لبها بهم باندازه   نك مرغابي بجلو باو حالي كردم كه خودم هم نمي دانم. دراين موقع عيال گفت: بهتره همين امروز اصغر آقا را خبر كني تا سرشو ببره و الا اينجا ميشه طويله. كلمه سرشو ببره چنان دردناك بود كه از جا جستم و گفتم: معلومه داري چي ميگي؟ من اگه ميخواسم سرشو ببرم   فلان جا مي‌بريدم . گفت: نه بابا؟ پس ببرش روي تخت بخوابونش . در اين هنگام بفراست افتادم كه اي دل غافل حيوون داري خورد وخوراك ميخواد. جا ميخواد. حيوون بول داره پشكل داره. دراين هنگام گفتم: مگه خودت نمي گفتي يه گوني پشكل ميخواي. بفرما اينم يه گوني پشكل . گفت: اونوقت ميخواسم كه گل داشتم نه حالا . اين حرف مرا بفكر واداشت. با خودم گفتم اي داد بيداد. راسي خورد و خوراكش چي ميشه. مضطرب از جا بلند شدم و داخل حياط باين طرف و آن طرف رفتم. عقلم بجايي نرسيد. تازه فهميده بودم كه زندگي باصطلاح شهري قادربه نگهداري ازگاو و گوسفند نيست. ت...

قسمت دوم کمک های غیر نقدی

Image
حاج آقا، كجا ميخي بري؟ گفنم: اگه بشه، فلان جا. گفت: اوكه يگ طرفه اس. نميشه توش بري. گفتم: مي دونم. پرسید: چند ميدي؟ لحظه اي 50 را ضربدر پنج كردم. بعد آنرا بعلاوه يك 50 ديگري كردم شد 300 تا تقاطع فلان جا. بعد يك 300 ديگري هم روي آن كشيدم. شد 600. حال گفتم:   500 گفت: هزار بده تا بوبرومت. بالاخره راضي شد با 700 تومان مرا سرخيابان يك طرفه برساند. پيش خودم گفتم: بذار ازاين وضع نا جور كف خيابان خلاص بشم بجهنم. باتفاق گوسفند را داخل صندوق عقب گذاشتيم و سوار شديم. فكر و خيال راحتم نميگذاشت. وقتي پياده شدم تا خانه دويست متري فاصله داشتم. باتفاق براه افتاديم،   دست راست بشاخ و دست چپ به كيف. اما   چند متر بيشتر نرفته بوديم كه گوسفند با يك تكان نا گهاني شاخش را از دستم در آورد و در جهت مخالف بتاخت رفت. كيف بدست بدنبالش دويدم. وقتي بآن رسيدم دنبه‌اش را قاپيدم ولي زور زد و رفت و مشتي پشم كف دستم باقي ماند. در اين هنگام كيفم از دستم افتاد. درش بازشد و تمام محتوياتش پخش زمين شد.   در تاريكي ساعت 11 شب در كوچهء خلوت « راپ راپ راپ » بدنبالش دويدم. باو رسيدم. كمرش را گرف...

كمك هاي غيرنقدي -قسمت اول

Image
اسفند   هفتاد و هفت هنوز کلمهء « یالانه » نقدی متداول نشده بود و بعضی ها که با الفبای اقتصاد آشنا بودند میدانستند که در زبان خارجگی واژه ای هست بنام « سوبسید » که غنی ترین کشور های صنعنی برای رونق اقتصادی از آن استفاده می کنند تا مثلآ عده ای درهوای مساعد و غیر مساعد در زمین های بی کران به کشاورزی مکانیزه مشعول باشند و برای مملکتشان در آمد بیشتری پدید آورند و بکشورهای دیگر گندم و ذرت و شیر و گوشت ارزان بفروشند. داستان زیر در همان سالهای نوشته شده است که چند سالی بود جیره بندی شروع ولی تورم و گرانی   کمر شکن نشده بود.   {چرا بايد من در آن روز و آن ساعت مشغول تدريس اين شعرباشم؟ هان؟ چرا؟ شنيدم گوسفندي را بزرگـي                        رهانيد از دهان و دست گرگي شبانگه كارد برحلقش بماليد                 روان گوسپنـد از وي بنـاليــد كه ازچنگال گرگم در ربودي      ...

آب نمک شدن هواپیمای مالزیایی

Image
امروز، 22 اسفند 92، موخام براتان راجب به هواپیمای مالزیای بلبل زوبونی بکنوم. چین خودمان گفته: قوم و خویشا به موبایل مسافرا تلفن زدن ولی هوشکدوم از مسافرا گوشی نا ور نداشتن . منظورم اینه که اون صدای تحسی که موگه « مووووشترک گرانی » شنیده نشده و تلیفونا سخیف و سالم بوده. میدنی که چی موگوم؟ آدم آغل، ای دورسه که یگ گاراجی مسافر یا بار برنه و ببره و بعد بزنش زیرش؟ نباید بگه که چه بلایی سر بار یا مسافر در اومده؟ پس یگ کلکی تو کاره. فیلمه! دلایل: یک: هر هواپیمایی یگ جعبه ای داره که رنگش یا قرمزه یا سیا ه . این قوطیه با هوچ بمبی که طالیان داخل هواپیما منفرج کنه از بین نمیره. این قوطی مارگیری هر حرفی که خلبان زده باشه نا ضفط   ضقظ موکنه. مثلند بی اختیار گفته: ددم وای ! دومند: هر قوطی مارگیری تا 30 زور بعد از سقوط توی دریا مرتب بوق بوق موکنه. خب، معلوم مره که این هواپیما نیفتاده توی دریا. سومند. وختی یک هواپیمایی منفرج میشه، دل و روده اش میفته روی آب که نیفتاده. پس منفرج نشده. چار. اگه با موشک زده باشن، رد موشکه روی صحفه رادار می مونه . یا مونده و نمی گن. البتن یگ عد...

Russian Roulette

Image
Tsar of Russia, Peter the Great, 1672-1725 ( aged 52 ) is said to have issued   a Will of which the following is an excerpt: “… Russia must plunge Persia and Turkey into frequent wars; establish shipyards on the Black Sea… as well as the Baltic, as both are indispensible to a successful carrying out of our enterprises. We must hasten the downfall of Persia { many thanks to Jimmy Carter acting on behalf of US oil companies in order to fulfill this wish of Tsar } and penetrate to the Persian Gulf { presently, Russians are at Bushehr Nuclear Power Plant, 17 kilometers southeast of the city of Bushehr along the Persian Gulf }. If possible, we should restore the ancient trade routes through Syria { Thanks to Tsar Putin the Great for his unwavering support by vetoing UN Security Council Resolutions in respect of Assad the 2 nd of Syria }…’ The New York Times, Feb., 21 1904 It is said that " The proof of the pudding is in the eating !" Russians, irrespective of th...

تهدید با خیار

Image
مورخهء 10 اسفند 92. گلاسگو. مردی یکی خیار داخل لنگهء جوراب بکرد و برای سرقت بانکی از خانه خارج بشد. چون جلوی باجهء بانک برسید، لنگهء جوراب حاوی خیار را بمثابهء سلاحی آتشین بدر آورد و بطرف دخترک تحویلدار نشانه برفت و محتویات صندوق را طلب کرد. دخترک تحویدار از انجام خواسته سربرتافت. از قضا، همزمان یکی مأمور خفیه ( لباس شخصی ) که در حال انجام وظیفه نبود، ماجرا را بدید و   پیش برفت و با یک حرکت جودو کاری مردک خیاری را لوله بکرد. مردک خیارکش که بسختی نفس می کشید معترض شد و فریاد برد: ای بی مروت کجا کسی را بخاطر تعارف کردن خیار به بند کشند ،   ولی مأمور خفیه دسبند بر او بزد و به سیاه جالش ببرد و بعد پیش قاضی کشاند که او را محکوم کرد به سه سال و چهارماه حبس. در این واقعه سلاح غیر آتشین خیار که بقول یوحنا در کتاب تقویم الصحه « سرد و تر » باشد و مضر است برای درد « فلون جا »، حایز کمال اهمیت است: هم از لحاظ شکل ظاهری و هم از نظر شدت انحنا و هم از بابت طرز گرفتن آن بدست. دیگر اینکه این سرقت بانکی از نوع « سیکیم خیاری » می باشد که مثلی است ترکی با معانی و مفاهیمی مختلف. بعبار...

گنج

Image
مورخهء 6 اسفند 92. کالیفرنیا. زوجی بهنگام سگ گردانی در زمین خود، گنجی بارزش 10 میلیون دلار پیدا کردند: 1400سکهء طلا یا بعبارتی مهریهء یکصد صبیهء باکرهء( گلدوزی شده یا نشده ) عحمی. تاریخ ضرب: سالهای 1800. داخل 8 قوطی حلبی زنگ زده. در امریکا اگر کسی در زمین خود طلای زرد یا سیاه پیدا کند   مالک آن بشمار می آید و می توانند یکی شرکت معظم نفتی تأسیس کند تا با درآمد عظیم آن یا رأسآ یا بکمک نوکر مطیع خود بنام رئیس جمهور طبق قوانین موضوعه برای افزایش منافع خود در ماوراءبحار هر حکومتی را سرنگون کند و بجای آن غلامی حلقه بگوش بر گمارد. در مغرب زمین اگر کسی در کوچه و بازار پولی پیدا کند، طبق سنت معهود مالک مال مفقود طلقی میشود و حلال است چون شیرمادر. حتی اگر معلوم باشد که مالک پول یا جواهر مادر چند یتیم است، مگر « وجدانش » او را معذب کند. اما در انگلستان وضع به این منوال نیست. اگرکسی سکه ای پیدا کند که قدمتش به 300 سال پیش برگردد، آنوقت یابنده باید ببرد و تحویل بیت المال علیاحضرت ملکه که در عین حال رئیس کل کلیساهای « انگلند » و ایرلند هم می باشد، (یعنی ادغام مستحکم دین و حکومت و ن...