نافرمانی مدنی




هانری ثورو(1817 – 1862),  ،امریکایی، کتابی نوشته بنام (والدن)و طی آن موجب اشتهار موضوعی شده بنام «نافرمانی مدنی» که ترجمه ای است تحت الفظی و بهمین جهت نارسا. در این  مجموعه کلمه «مدنی» یعنی دست به اسلحه نبردن و «نافرمانی» هم «سرپیجی از احکام حاکم »، البته، بشرط  بخطر نیافتدن جان. اما واقعیت اینست که جوامع ستمدیده خاور دور و نزدیک و میانه تا دنیا دنیا بوده مورد ظلم و ستم واقع شده اند. در قدیم که جاسوس و جاسوخانه کوچک بود،  مردم تاحدودی فادربقیام بودند، اما اینک دو برادر هم با یکدیگر در مورد ظالم جرأت حرف زدن ندارند تا چه رسد بغریبه ها. زیرا خودی یا ببکانه ممکن است جاسوس حاکم باشد اگر هم نباشد همین شایعه خود بازدارنده استُ. حالا اگر آدم خامی  از راه دو ر دست بر آتش بگیرد و از طریق تلویزیون بگوید <لنگش کن> فقط حمافت خود را باثبات  رسانده و بس. چه بسا که خود بخشی از برنامهء تنظیمی حاکم باشد. روش های سنتی بابک و یعقوب دیگر باطل شده. از این گذشته، از جامعهء متحجر الفکر که میزان تحجر آن با مرور زمان رو بافزایش است، هیچ کاری ساخته نیست و باطل بودن اینکار حد اقل در صد سال اخیر باثبات رسیده. درست است که اگر چندمیلیون آدم متحد پشت سرهدایت کننده ای در مکانی جمع شود خیلی کارها میتواند انجام دهند ولی این اجتماغ هرگز عملی نمی شود چون قبل ار تشکل در نطفه خنثی می گردد. پس جه باید کرد؟ شاید عکس این طرز فکر درست باشد یعتی اصلن بیرون نیامدن!حال، بیایید و به یک ضر ب المثل قدیمی فکر کنید. این مثل هنوز هم صد در صد نمرده: <مگه پول من سکه عمر داره>  <چرا ور نمی داری.>  خوب فکر کنید چه میگوید. نزدیک به 1400 سال که شمشیر عرب بالای سر این مردم فلک زده قرار داشت، بقال سر گدر و نه یعقوب لیث سکهء عمر را قبول نمی کرد. مشتری هم قبول کرد که باید سکهء دیگری به بقال بدهد و هر جا کسی کوشید سکهء عمر باو بدهد قبول نکرد. اینست سرپیجی غیر مسلحانه از حکم حاکم ظالم.  آیا فکر نمی کنی خود شما بار ها سرپیجی کرده ای؟ بهر حال موارد زیر را بخوان و خود قضاوت کن: دادن رشوه به مأمور مالیات در ازای کاهش بدهی مالیاتی. دادن رشوه به مأمور انتظامی و خلاصی از چنگ او. زیر پاگذاشتن مقررات راهنمایی و رانندگی. ساختن کالای معیوب و تقلبی. ساختن داروهای رقیق شده و بی فایده. از سر و ته هر کار و کالایی زدن. قرار دادن میوهء گندیده در کیسه مشتری در بازار های میوه. رشوه دادن به معلم. رشوه دادن به منشی مطب. رشوه دادن به پزشک معالج بیمارستان دولتی و غیر دولتی برای جلو انداختن نوبت عمل و ضایع کردن حق بیماران در نوبت. تقلب در تهیه اوراق و مدارک رسمی و حکومتی بنفع متقاضی و جعل اوراق و مدارک مختلف از پاسپورت گرفته تا شناسنامه و مدارک دانشگاهی. تهیه کتابهای کمک آموزشی و از حیز انتقاع انداختن کتب درسی. سوق دادن تحصیلات عالیه بسوی هیچی و پوچی از طریق انجام امتحان های بی پایه و اساس کنکور فرمالیته با توسل به سؤالات تستی جاهلانه. تظاهر به دینداری و ایدولوژی و غیره و داخل جرگه های آنان شدن و دست به غارت و چپاول اموال زدن. تهیه پاسپورت کانادایی و امریکایی و فرستادن فرزندان بخارج و اگر بشود دک کردن ضعیفهء پررو شده دربداغون دهاتی بی دندان به آن ممالک و خود با دادن امتیازات ناشی از اختیارات به کارمندان زن برای  همخوابگی مفت و مجانی. عدم پرداخت بموقع قبوض آب و برق و تلفن و گاز و نگهداشتن مبالغ مذکور در حساب پس انداز برای یکی دو ماه و کسب چندرغاز بهره. توسل به مواد مخدر. فاجشه شدن. جاسوس شدن. قاجاقچی شدن. دزد شدن. دین و اعتقادات دینی را ملعبه قرار دادن. لباس دینداری بتن کردن برای پرکردن جیب خود و صدها مورد دیگر که شما خیلی بهتر از اینجانب میدانید و شبانه روز بدان مشغولید. نتیجه: بدین ترتیب ظالم تبدیل میشود به لولوی سرخرمن و شعاع قدرتش محدود می شود به رادیو و تلویزیون تا آن حد که از یک خاکسپاری لرزه بر اندامش می افتد. خب اینها که برای فاطی تمون نمیشه. بازهم اشتباه کردی و یعقوب لیثی فکر می کنی. کی گفته که فاطی حتمأ باید تمون داشته باشه.

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن