جانشین عیدی امین

سفر به اوگاندا

اوگاندا تا سال  1341 خورشیدی رسمآ مستعمره انگلستان بود. رئیس قبلی عیدی امین بود که 35 سال پیش سرنگون شد. در حال حاضر حضرت «اییوری موسونی» حاکم اوگاندا می باشد. «موسونی» می فرمایند در این  35 ساله که ما همه اش مشغول بگیر بگیر و بکش بکش بودیم. فقط چند سالیه که ثبات به اوگاندا برگشته. ایشان ظاهرآ دانشگاه هم رفته و اختصاد خوانده و مارکسیست می باشد. 45 سال پیش در زمان عیدی امین باستخدام سازمان امنیت اونگادا در آمد. اوگاندای فعلی 37 میلیون جمعیت دارد. از این 37 میلیون یک میلیون آواره شدن. عوضش هرچه دلتان بخواد شکنجه وجود داره. بلای بسر «اوپوزیسیون» در آوردن که اون سرش ناپیدا. کوچیکش ضرب و شتم و حبسه. کودک کاری یا کار کردن اطفال بجای مدرسه رفتن تا دلت بخواد زیاد شده. این کاپوچینوی که در انگلستان میخورن همه اش از برکت وجود صادرات اونگاندا است یعنی قهوه . میگویند اونگاندا بین 2000  و 2003 رشد اختصادی دو و نیم درصدی داشته اما همزمان نرخ (نرخ قیمت و بهای اجناس باشد ولی ...) فقر و فاقه بالا رفته و به سه و هشت دهم در صد رسیده. عده که غرض ورزی میکنن میگن: اونگاندا یکی از فقیر ترین کشور های دنیا است. مث سگ دروخ میگن. حدود 12 و نیم درصد اونگاندا مسلمونن. راسی موسونی قانون اساسی اونگاندا را تغییر داد تا حاکم مطلق العنان و مادام العمر بشه. موسونی در مصاحبه ای با نشریهء «اوبزرور» بتاریخ دوم ژوئن  2010  رسمن گفته: درسته که فساد موجب اتلاف منابع مالی کشور میشود اما فساد فوائدی هم دارد. علاقمندان روی سایت زیر کلیک کنند و بیشتر بخوانند.

فرمودند: اینقدر راجب به فساد حکومتی قر نزنید. آقاجان، فساد انرژی ایجاد میکنه. جون میده به کارمندها. وقتی پول کف دستش گذاشتی با جون و دل کار میکنه. دیگه امروز و فردا نمی کنه. بجهنم که عده ای کارشون راه نمی افته. چشمشان کور شه پول بدن. ندارن؟ هر که نداره حق حیات هم نداره. بگذریم. پس شاغلین اداری و «سیاست بازان» مشغول چپاول اموال امانتی هستند و حساب های بانکی را با یگ کلیکی «هورتی» بالا می کشند، اما عقلت کجا رفته. این پولا توی حساب اشخاص باشه چه فایده ای داره. درسته سود بش تعلق می گیره اما خود پول عاطل و باطله. پس بهتره که یا توی بازار جهانی یا داخلی بکار بیفته. مثلن بساز و برفوشی. هی اتولبان کشیدن. شهرک و مهرک و برج و مرج ساختن. آدم عاقل، پول خوابیده توی بانگ که اشتغال ایجاد نمی کنه. بساز و برفوشیه که کار ایجاد میکنه: مثلن جواز گرفتن. پول نده به مأمور بلدیه. ده سال هم بری بلدیه جوازساخت یه آلونک هم بهت نمیده اما دمش ببین. یگ روزه جواز 14 طبقه میده. آنوخت بساز برفوشی شروع میشه. هزار هزار نفر عمله بنا آهنگر لوله کش کاشی کار و قیلکار و ... نون میخورن. اینجوری اختصاد مملکت راه می افته. یعنی رشوه دادی کار ها راه افتاد. آقای موسونی توی مراسم فارغ التحصیلی دامشگاه امور انتظامی فرمودند: سال 1986 وقتی این ناکجا آباد (اوگاندا) را ما تحویل گرفتیم فقط می تونسیم سالی 5 میلیارد (هر میلیارد 1000 میلیونه) مالیات بگیریم. حالا داریم 5000 میلیارد (گفتی میلیارد چنده) بله« 5000 هزار هزار» مالیات جمع کنیم. باشه بیشترشا سیاست بازها بالا می کشن. باشه. از این جیف در اومده رفته تو اون جیف. در کل که جای نرفته. چه علی خواجه چه خواجه علی. این بیچاره ها دارن این خراب شده را آباد می کنن. تو همین آفریقای خودمان کشور های که صداقت و امانت را بکار گرفتن و دیناری اختلاس نکردن هشتشان گرو نه. گدا تر از همیشه شدن. البته حضرتشان فرمودند این انتطامی ها عرضهء کشف جرم را ندارن. (کدام جرم؟» ولی خب انتظامی ها باید کمک کنن به تشکیلات محاسبات عمومی تا مفسدین دستگیر بشن. گله کردن: ما مأمور میدازیم تو تشکیلات دوا و درمان. آقای مأمور انتظامی دارم با شما حرف می زنم. اینها که دارن دوا موا را بالا می کشن کی هستن؟ چرا دستگیرشون نمی کنین؟ در جای دیگر فرمودند: این بیعرضگی موجب شده که سرمایه گذار های خارجگی بما احتماد نکنن. قتل هم نرخش (قیمتش) بالا رفته، مثل نون و گوشت و سیب زمینی. همه چی نرخش بالا رفته. ما هی انتظامی جدید استخدام می کنیم اما یک ساعت طول نمی کشه که اینها هم میشن مثل قدیم ها. یه ضرب المثلی بود که میگفت یگ بز گر گله را گر می کنه. فکرشا بکنین ما بجای 60000 مأمور فقط 36000 مأمور داریم. عامار میگه بازای هر 500 رأس رعیت باید یگ مأمور داشت. خب، خودی ها هم زاد و ولد دارن. باید یواش یواش بیان تو کار تا ورزیده بشن. بهمین جهت ما قصد داریم 16000 مأمور تازه نفس استخدام کنیم. در جای دیگر فرمودند ما قصد داریم طبقه رعیت را ریشه کن کنیم(معلوم نیست منظور ایشان از رعیت چیست). بعد ادامه می دهند: توی قبیله ما دیگه رعیت معیت وجودنداره. بله ما هنوز که هنوزه داریم تلاش میکنیم تا به توسعه اختصادی دست پیدا کنیم. در آینده توی اوگاندا دیگه رعیتی وجود نخواهد داشت. همه میشن ارباب. یا طبقه متوسط یا متخصص! هرچه دلتان بخواد میشه کارگر از اوغانستان و هند و بنگلاش وارد کرد. مردم برن خانه بشینن. نون و آبشان را مفت و مجانی میارن در خانه. مثل پیتزا فروشا که روی موتور نوشتن سرویس رایگان.






Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن