در باب احضار اجنه و پری






<توضیح: متن زیر از کتاب «مجمع الدعوات کبیر» اسنخراج شده است. دیگر اینکه  در برخی از مبتلایان به «شیزو فرنی» هوش و عقل فرد مبتلا به زایل نمی گردد، اما عواطف و ادراکات او نسبت به واقعیت های زندگی بسیار منقلب می شود. در برخی از اشکال بیماری  شخص دچارخیال بافی می گزدد و اشکال و اشباح و اصواتی غیر واقعی مشاهده می کند یا صدای های  خیالی می شنود. چنین وقایعی برای او جنبه حقیفی دارند. سرانجام اینکه مطلب زیر از لجاظ نگارش اشکالاتی دارد که برای فهمیدن نیاز به تآمل دارد. > (از نسخه معتبر و صحیح مذکور است که اگر کسی را جن گرفته باشد و بخواهند او را بحال بیاورند اگر جن بنظرش می آید ظرف بیاورد {منظور دعانویس است} و در نزد مریض بگذارد و باو بگوید که در آب نظر کند (بیمار) و تخم اسفند بخور نماید و شروع بخواندن «عزیمه» نموده تا بنظرش بیایند. اگر چهار نفر یا هفت نفر بنظرش آمدند  باو بگوید باذن استادیکه او را اجازه داده یکی از شما ها برود «قطیمر» را بیاورد و باز شروع بخواندن نماید تا وقتیکه قطیمر را حاضر نماید. از مریض بپرسد هر وقت او را آوردند باو بگوید غرض از زحمت این است که بروید شیخ مرشد را بزودی اینجا حاضر کنی.  باز شروع بخواندن نماید تا شیخ را حاضر کنند او رانیز بطریقی که گذشت خوش آمد گفته و بهمان لفظ بگوید مراد از زحمت دادن شما این است باذن فلانکس بروید تخت پادشاه را که «شاه کاظم» است با خود او بیاورید.  باز شروع بخواندن  نماید تا پادشاه را با تخت حاضر کنند و او را نیز خیلی خوش آمد گفته و بگوید که مراد از زحمت دادن بشما این بود که بعضی مطالب بشما عرض کنم.  اولآ بفرستید یک رأس گوسفند را سر بریده بپزند و بخورند و قدری نمک در آب بریزند. مریض را بگوید اگر تو را تکلیف بخوردن نمایند قبول نکند و نخورد.  باز شروع در خواندن نماید تا گوسفند را بخورند، چون تمام کردند اگر بخواهی تحقیق حالات نمایی مثل اینکه فلان مطلب چطور باید بشود و چه باید کرد و فلان کس مرضش از چیست و چه معالجه باید کرد با فلان چیز معالجه میشود فلان ناخوش بحال میآید فلان چیز در فلان محل هست فلان مال که سرقت شده دزدست کیست و غیر ذالک. بعد از اینکه گوسفند را خوردند به ناخوش بگویدکه آنها را خوش آمد گفته و بگوید که فلانکس میگوید باذن فلانکس اگر میدانید فلان مطلب را بگویید و اگر نمی دانید مشخص نمایید و بگویید چه باید کرد و چه میشود. آنچه بگویند «راست خواهند گفت و خلاف نمیشود». پس از ان بگو  به ناخوش که بگوید ای پادشاه تو پادشاه اسلام هستی بچه سبب و علت این مسلمان را اذیت مینمایند.  اگر ناخوش بگوید میگویند اذیت شده یا کشته دادیم باو بگو فلانی میگوید باذن فلانکس اگر اذیت شده یا کشته شما را بحال بیاورم دست از این بیچاره برمیدارید.  اگر گفتند بلی بگو بمریض نگاه کند هر موقع آن اذیت شده یا کشته بحال آمد و عزیمه ای که اشاره میشود بخواند تا وقتیکه بحال آید بگو ای پادشاه مریض حالش بجا آمد. دست از این مسلمان بیچاره بر میدارند. اگر گفت بلی فبها و الا بیاورند شیشه ای را و سر او را در کنار ظرف آب گذارند و شروع در خواندن عزیمه که اشاره میشود بنماید تا  وقتیکه مریض بگوید همه داخل شیشه شدند  آنوقت سر شیشه را بموم گرفته و این اعداد را در او نقش کن 513145241 و شیشه را در جایی نگاه دارند که تمام شود.

 

Comments

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن