خود شناسی







یکی از اختلالات روحی روانی «نارسیسم» می باشد، که طی آن «مبتلی به» عاشق و شیفه چهره خود می گردد، اما در مقابل «نارسیسم» اختلال  دیگری موجود است که شخص از سر تا پای وجود خود متنفر می شود. قراردی ما اسم این اختلال را «دفرمه» میگذاریم. «دفرمه» چی ها بشدت از قیافه و هیکل خود متنفرند. در آینه دماغ معمولی خود را چماق و چشمان خود را مخرج موش و موی سر را جاروی کناسی و گوش را «اذن»  جن و پستان خود را خیک ماست می بیند. اینها از شکل واندازهء «عورت» خود هم شدیدآ متنفرند. ساعتها از این بابت در خلوت و تنهایی آه و ناله سر میدهند. برای ستر و پوشش عیوب فرضی یا حقیفی خود از زمان آدم و حوا تاکنون در همه جای عالم بمیزان زیاد از سرخاب و سفید آب و خضاب و وسمه و رنگ و حنا و کلا گیس و بوتاکس و ریمل و پودر و ماتیک و آی لش و لنز و رنگ مو بخصوص بلوند استفاده کرده اند. «رقی» بند انداز برای دلجویی از «دفرمه ها» در مورد نارسیست ها میگوید:  <والله بالله مو از سک و صورت و تن و بدن این «مارسیست» ها گاهی جوال جوال پشم و پیلی کندوم. کی باورش مره.> متقابلآ، «دفرمه» چی ها پوست خود را همانند پوست خر دباغی نشده می بینند. حتی در عصر اینترنت، اینها دوست دارند تا یکی به آنها بگوید والله بالله دیگه عیبی نداری. این درد خانمان سوز در دوران بلوغ ظاهز می شود. در کشور های پیشرفته هم تا مدتها مخفی می ماند.  این بیماری بیشتر گریبان گیر زنان میشود. اما عرب ها و عجم ها اگر از هر نظر بد آورده اند، در یک مورد علاوه بر نفت خیلی شانس آورده اند. در قدیم که ماهوار نبود و امکان رؤیت زنان زیبا و ماه پیکر مقدور نبود و استقلال و آزادی عحمان برباد نمی رفت، آب و هوای تنوری منطقه به این «دفرمه» چی ها کمک زیادی کرد تا درد بی درمانشان علاج شود که همانا چادر و چاقجور و چارقد و عبا سیاه و برقع و نقاب و روبند می باشد. مردهایشان یا دستار خراسانی بسر گذاشته اند یا «چفیه و عقال» عربی. (توضیح: عقال در اصل ریسمان کوتاهی است که عرب برای بستن یکی از دو دست  شتر بکار می برد و برای دم دست بودن طناب آنرا روی چفیه می بندد. از ملکشان گرفته تا عرب بیابانی.) واقعأ خوش اقبالی بوده و لژیونر های فرانسوی هم چارقدی را زیر کلاه سربازی قرار میدادند تا از آفتاب صحاری در امان باقی بمانند. عکس های کشیده شدهء توسط نقاشان عجمی از مشاهیر عرب با دستار کلآ تخیلی است، زیزا عرب هیچگاه ها لچک را از سر بر نمیدارد. عرب هیج یک از اصوات الف بایی خارجی را داخل زبان خود نمی کند: «گرگوری» را «غرغوری» تلفظ میکند و نرگس را نرجس و ژاپن را «یابان». «دفرمه»چی ها در سرتاسر عالم بخصوص امریکایی شمالی مشتری پر و پا قرص جراحان پلاستیک می باشند. این دخالت انسان در طرح کلی صورت گاهی موجب مثله شدن میلیون ها نفر شده است. کمتر دماغ عمل کرده ای پیدا میشود که خوب از آب در آمده باشد، حتی در میان مشاهیر سینمایی  پس از ده ها عمل دیده میشود که انگار یکی روی چهرهء ساخته شده از گل رس خیس پا گذاشته و او را به شکل گوسفند در آورده باشد. ناراحت نشوید. دفرمه چی های گوششان به این حرفها بدهکار نیست، حتی به راهنمایی های جراح مربوطه هم توجه نمی کنند. انصاف داشته باشیم. چرا این حق از زن گرفته شود؟ دفرمه چی ها و غیر دفرمه چی ها بغیر پرداختن به صورت خود به چه حق و حقوقی دیگری دلخوش باشند؟ زنان بطور کلی از همه حق و حقوق خود محروم شده اند مگر ور رفتن به قیافهء خود. هیچ وقت به این فکر افتاده اید که مرد ها حتی امتیاز زایمان را هم بخود تخصیص داده اند. در  عجمستان آنکه می زاید مرد است نه زن. شک دارید؟ یک نام ذکر کنید که رسمآ دلالت داشته باشد بر مادر بودن زنی. بعبارت دیگر بگوید «عباس اسما زاده». اما هرچه دلتان بخواهد در عجمستان اسم مردانی را می یابید که زاییده اند! از «آ» شروع کنید. بعد بروید سراغ «ب»: باقرزاده. تقی زاده. جمال زاده. حبیب راده. کریم زاده. غلام زاده. ملک راده.یحیی زاده...

Comments

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن