خبر خوش
بالاخره پس ار 35 سال فرار مشعشعانه به اطراف و اکناف ربع مسکون،
بویژه لوس آنجلوس، چمن آرزوها به گل نشست و عطر دلپذیرش به هوا خاست. دیگر مشکلی
بنام درد هولناک بواسیر معقدی برای اهالی عجم در امریکا پدید نخواهد آمد. مقعدی که
شباهت به مقاعد امریکایی ندارد، مقعدی که حتی با نرمترین دستمال کاغذی هم مجروح
شود که قطعآ رابطه مستقیمی دارد با اذن دخول مکرر در «قبل و دبر» نسوان
و اطفال و احشام، مقعدی بواسیری که با استفاده از حب هلبلهء سیاه و بلیله درمان
نشده و فتیلهء حاصله از پشم گوسفند خوابانده در سرکه بمدت سه روز و چپاندن آن در
معقد ملتهب سودی حاصل نکرده و یا فرو کردن کلاه بادنجان در آن، { دستهء و
کاسبرگ بادنجان که شباهت عظیمی دارد به منظر دبر سالم!}،
البته، همراه با نذر و نذورات و ادعیه مکرر. اینک این اختراع جدید که خیلی مفید تر
از پیاده شدن آدم در کرهء ماه است، طهارت را برای این «جا خوش کرده
ها» آسان کرده، اما از لحاظ اعتقادات مستجکم مذهبی اشان اشکال دارد،
زیرا هیچ وسیله ای نمی تواند جانشین لولهنگ یا همان آفتابه شود! و اما اختراع جدید
که رو دست اختراع توالتی ترکان عثمان سلجوقی (ترکیهء فعلی) زده «بیدهء» عچمی نامدارد که مبلغ آگهی بعلت استمرار اقامت
در امریکا آنرا «بی دت» تلقظ میکند. بهتراست برای اطلاع
بیشتر به «پارس تی وی» مراجعه شود. اجارهء این فرستنده که ادعای میهنی
میکند را دکاتیر خبره در انتقال وجوه مسروقه و مغسوله (اولین ترجمهء
تحت الفظی آن پول شویی باشد) ساپورت میشود. اخیرآ یکی از این غسالان
توانسته است یک ساعت وقت استیجاری را بصورت «سوپ اپرا» در
آورد و طی آن کمک کند به انتقال دلار های حرام به امریکا. دلارهای که دو پاسپورتی
ها با مکیدن خون مردم بی دفاع که ناجارند برای مداوا به دکتر های دارنده «بورد» فوق
فوق فوق تخصص (؟!)مراحعه کنند یا در طویله هایی موسوم به سرای سالمدان یا سرگردنه
های جدید بروند و کتک بخورند و دار و ندار خود را بدهند به صاجبان آنها که در دانه
هایشان در امریکا و کانادا زندگی میکند. دوشیده شوند تا کمک شود به اقتصاد فاسد رو
بزوال امریکا و مارکت فلاکت بار آن که متعلق است به یک درصد ثروتمندان بی رحم
امریکا. مجری برنامه «سوپ اپرای» مرتب
نام موجر را که ملقب است به عنوان «مشمئز» کننده
دکتر به نمایش می گذارد. این مجری از همه جا رانده و مانده اخیرآ سلمونی رفته و خضاب
جمالی مالیده که خود را جوان بنمایاند. زهی حمافت! او اخیرآ با یکی مصاحبه میکرد
که هنوز سبیل پر پشت «آکولاتی»
روستایی خود را حقظ کرده. این روستایی مصاحبه شونده «پری شب» پیراهن
زرشکی شمری بتن داشت و عکس خانم بی حجابی را روی
کتاب ها «حوزوی» خود برای رؤیت بیننده ها جلوی
دوربین گذاشته بود. مرد خضابی مجری آخر برنامه به مصاحبه شونده گفت: از اینکه شما را تا این
وقت شب بیدار نگهداشتم عذر می خواهم. شما
ار بی خوابی مرتب پلک می زدید(طرف عینک میزند و بقیه پارازیت. حال چگونه
پلک از پس عیتک و پارازیت دیده می شود، بقول میمون برنامه مانتو که طیق دستور
تعطیل شده «کسی نمی داند»). جل الخالقین، چقدر مرتفع است
دیوار عبودیت!

Comments
Post a Comment