از کوزه همان تراود



 
جماعت کثیری از عبر و عرب و عجم و نصرانی و بودایی معتقداست به «نذر»  و نذورات و نذر عبارتست از قراردادی یک جانبه بین فردی و رب النوعی یا الهی. طی این قرارداد، نذر کننده مال یا مبیعی یا کاری را پس از برآورده شدن خواسته اش با طیب خاطر در اختیار مصرف کنندگانی غیر الهی قرار میدهد. در «مازونه» واقع در الجزیرهء کنونی، بهنگام خشک سالی، دوشیزگانی در معبر با خود علمی بشکل قاشقی را  حمل  کنند که قبل از اسلام مظهر رب النوع باران بوده است.  حاج سوهارتو، حاکم سابق اندونزی هم قبل از سفربخارج چند رأس گاومیش بحری را به توصیهء رمالان و دعانویسان و کف بینان مقتدر آسیای دور قربانی میکرد تا سر آنها را در مشرق و مغرب جاوه دفن کنند تا بدین وسیله در خلال غیبت حاج سوهارتو مملکت در امن و امان باشد. در عجمستان، بخش عظیمی از اناث ریز و درشت، متمول و فقیر، دامشگاه دیده یا عم جزؤ خوانده، نا زاده ار مادر همگی معتقد به نذرند، و در انداختن سفرهء نذری از یکدیگر سبقت گیرند. برخی از نذورات ثابت و مادام العمری عبارتند از حلوا و شله زرد و قیمه پلو برای اموات. در این میان آجیل مشکل گشا هم نباید از قلم بیفتد، چه این آجیل مفتاح در های مقفول است. آخرین سفره ای که نگارنده از آن مطلع است چنین بود:  نذر کننده خانمی باشد متجدد و دو پاسپورتی، ولی کارمندی بازخریدی از مؤسسه ای حکومتی. دو پسر دارد که تبعهء (اسکیوز می «30 تی زن») امریکا هستند. این علیا مخدره مدام با پروازهای غیر مستقیم فعلی در تردد می باشد که امید است بزودی زود مستقیم شود و مشکل قاطبهء اهالی همیشه در حضر برطرف شود. این جهانگرد حقیفتآ فرودگاهای بسیاری را دیده است! این زن چست و چالاک در سفر ها از فرودگاها مرتب درخواست «ویلچر» کند تا  بیشتر به ریش «آنکل سام» بخندد و هویت قومی خود را بهتر بر ملاء سازد! وی اخیرآ قریب به 50 تن ازهمکاران سابق اداری و خویشان خود را بمنزلش واقع در شمال ام القراء دعوت کرد از برای دعای کمیل. باضافهء پنج تن زن مطربه خود روئیدهء مجهز به دف و تمبک و طبل و نه تار و تنبور که حرام است. یکی از اینان خواننده بود. عکسهای زنانه گرفته نشان میدهد که میهمانان در غیبت مردان بسبک حمام های زنانه قدیم تقریبآ نیمه عریان هستند. البته، مطربان مؤنسه در معابر و ملاء عام جادر مشکی چرکین و مندرس به سر کنند تا هم ستر عورت کرده باشند و هم استتار ادوات مصوته. مسلمآ اینان بدون سرخاب و سفید آب تردد کنند. لیک چون بخانه رسیدند صد قلم بزک دزک کردند و عطر بر تن ها «آب نادیده» مالیدند تا امتزاجی مطلوب پدید آورند. این مطربان مادینه قریب نیم میلیون تومان وجه نقد دریافت کردند، البته، منهای انعام های سخاوت مندانه و پر خیر و برکت مهمان مضطر. مطربان به هر یک از مهمان یک عدد کارت ویزیت متضمن «ایمیل و نشانی سایت» خود دادند تا برای برآوردن خواسته هایشان مانند پسر دار شدن یا سر به نیست کردن هوی نابکار چارده ساله و ... استفاده کنند. صاحب نذر هم بیش از یک میلیون تومان بابت عدس پلو و زرشک پلو و سبزی پلو و مقدار معتنابهی کباب کوبیده و جوجه کباب «بدون آنتی بیوتیک !» پرداخت کرد. برنامه اول: خواندن دعای مفصل کمیل در لوای دف و طبل و تمبک بود. و اینان همان مادرانی هستند که گفته اند «شیران ژیان» می زایند و مدیران مدبر می پرورانند، مگرمثل «از کوزه همان تراود که در اوست» دروغ باشد.

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن