وصف العیش







اخیرآ استغاثه ای از جانب یکی خانم سوئدی برای کمک به گربهء ماده اش موجب درد سرها شده است. موضوع از این قرار است که این زن گربه ای ماده دارد که شبانه روز بربام خانه رفته گربه نری را دیوانه وار طلب میکند، ولی صاحب گربهء نراجازه خروج بگربهء نر را نمی دهد. در نتیجه صاحب گربهء ماده مجبور شده متوسل به قانون بشود. سازمانی در سوئد وجود دارد که به شکایاتی در مورد مطالبات لاوصول و امور مربوط به توالد و تناسل دام و دد و غیره رسیدگی میکند. آخرین خبر این است که سازمان مربوطه حق را بجانب خانم صاحب گربهء ماده داده است و در نتیجه باتوسل بزور گربهء نر را ازحصرخانگی بدر آورده هلهله کنان او را بنزد عروس برده اند. والسلام و نامه تمام! حاشیه: خاک عالم بسر مادرش. الهی که نعشت بیفته روی سنگ غسالخنه. زنیکهء فلان فلان شده خجالت نمی کشی. الهی که با «هند جیگر» خوار محشور بشی. زنی گفتن مردی گفتن. صاحبی گفتن. سالاری گفتن. زنیکه خودت کم بودی حالا نوبت دخترته. ایی چه لباس هائیه تن دخترت میکنی. ایی تنبانه یا جلد وافور. اییکه همه جاشا نوشون میده. ایی «من و تویه» (مانتو) تنتش کردی یا دستمال کاغذی چماله شده. بجای این کارا  شوهرداری یادش بده. یادش بده که همهء وجودش و زاد و ولدش و شیرش مال شوهره. خودش هوچ حقی نداره که نداره. همه جاش مال شوهره. درست شنیدی. خودت کم بودی حالا نوبت دخترته. بره بالای پشت بوم و مرد غریبه نا صدا کنه یا با تلیفون «ماسیج» بده. چته هی دستا تکون تکون میدی؟ گربه بوده یعنی چه؟ چی؟ گربه معو معو میکرده؟ پس دختر این زنه نبوده. خب گربه وقتی «فعل» بیایه معو معو موکنه. ذاتش اینه! معو معوشان هم نوبتیه. اول گربه ماده کم محلی موکنه. بعدش نره. آخرش بحند الله عاشوق معشوق بهم میرسن. یادش بخیر. آنوخت که سیاه بسر دم بخت بودوم و زیر کرسی نشسته بودوم و برف گوله گوله می اومد، گربه ها فعل می اومدن. جرأت که نمی کردوم از ننه ام بوپورسوم اینا چه شانه. ولی دخترای بزرگتر یواشکی موگفتن «بعله». آخه، ننه جان، وصف العیش نصمو العیشه!

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن