گلیم کارت نخواسیم
مردی در نوهمشایر امریکا متهم است به اینکه جنسی را از فروشگاه «دری» دزدیده
است اما مردک میگوید: <دزد باباته. دزد جد و آبادته. چرا بهتون میزنی. مه مث بچه آدم رفتم
توی حیاط خلوت فروشگاه. خب؟ نه کسی بما ایست داد و نه کسی جلوی مانا گرفت. خب؟ اونجا
همیشه یگ تعدادی کارتن مارتن رو هم می چینن. یگ کارتنی
ور داشتیم و اومدیم خنه بقول اینا «هوم». خدا
وکیلی یگ منقل کوباب پزی توش بود. چرا دوروخ بگوم، مو دم دمای سحر دست بدامن خدا شدوم
که خودش کمک کنه تا بلکه ما یگ کوباب پز امریکایی گیرمان بیایه. مویوم عوضش تعهد
کردوم که یگ قیمه پلوی جانانه ای بپزیم و پخش کنیم. بله. <تو نیکی میکن
و در حجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز>. وسلام ونعمه
تمام. حالا فروشگاه اومده و بما بهتون میزنه که تو منقلا دزدی. بحق چیزای ندیده و
نشنیده. جان مادرت قسم، تو بگو. به این کار میگن دزی؟ خدایییش مو قبلنا هم هر وقت
دلوم هوس یگ وسیله ای میکرد میومدوم همین حیاط خلوته و خدا آرزویای مانا بر آورده
میکرد. موکه زبون خارجگی بلد نیوم اما میگن روی تابلوی ایی فروشگاه به زبون خودشان
نوشته «هرکی اینجا چیزی پیدا کرد مال خودش. حلالش باشه مث شیر مادر». خدا پدر
و مادرتا بیامزره. رسیدی بحرف مو. البتن، مو دلوم هوای ایی منقل کوباب پزیا کرده
بود. امان از وقتی دل بوسوزه. کار تومنی یگ عباسی توفیر پیدا موکنه. شاعر گفته:
<بیا سوته دلان گرد هم آییم. که حال سوته دل دل سوته دانه.> چیکار
داری. چون «نرذ» کرده
بودوم و خدا قربونش بوشوم نامردی نکرد و سر حرف خودش وایساد. ما هم حاج خانوما با چادر
مشکی بسر فرسادیم خنه به خنه بقول انیا «هوس تو هوس» تا برنج و
لپه و روعن نباتی و لیمو عمانی و اگه بشه گوشت باسم مشارکت تهیه کنه. حاج خانوم هم
قبول کرد و راهی شد و کاسشا پیش گرفت و
عصری با کلی بار برگشت. بنشن منشن توش نبود اما هرچی دلت بخاد سوسیس موسیس و جامون
مامبون و کلعباس و اینا و مینا خیلی بود که همه نا هشتیم توی انباری. کی میگه این
آمریکاییا کافرن. برییه شش ماهی خورد و خوراکمان تعمین شده. < کلم پیچ و
لطف خداوندگار، گنه بنده کرده س و او شرمسار.>. بله.
موگوفتوم. حالا، حونوم که براتان بگه، آمدن و یاخان ما را چوسبیدن که ما دزیم. ای
بی انصاف، اگه مو دزوم اون 500 هزار دلاری که برییه سرمایه گذاری دادوم چیه. ما یگ
عمری توی ولات خودمان بین خدا و مردم محتاج واسظه میشدیم. از ما حرکت از خدا برکت.
شورک. ما و این بهتونا! آقا حان، ما خر ما از کرگی دنب نداشت. نخواسیم. اون 500 هزار دلاری که بابت سرمایه گذاری از ما
اسودنی نا پس بده. بهره اش پیش کش. نخاسیم، تا برگردیم ولات مان سر کار عصلیمان. ما گلیم کارت نخواسیم. >
