چله بري زنان
اگر خدا قسمت کنه که سوار اتوبوسی بشی که داره
میره بازار و اگه خدا یار و مدد کار باشه که بنشینی کنار مسافری با ته ریش سفید و
گند دهان ناشتایان و پیراهن بدون یقه و دکمه بسته ضد غربی (دور از گوش جلال آل احمد
و غرب زدگان) و ببینی حاجی بازاری را که در آورد از جیب بغل کت هیچگاه بقول خودش «اتوشویی»
نرفته یک جلد کتاب بغلی ادعیه و باز کند صفحه ای حاوی چله بري زنان. (توضیح: چله چهل روز باشد كه زن بنيشيند از بعد زادن، تا بدانگه كه پاك شود.
بدان چهل روز به گرمابه نشود (!) و نماز نكند). (مأخذ فرهنگ اسدي) و شما خلاف رسم غربیان
بخوانی مطلب زیر را : <يك كف خاك از قبر كهنه و از هفت در خانه و از سرچهار راه در
ميان طبقي ريزد و زن پاي خود را در ميان طبق گذارد. هفت بار ... بخواند و از پاشنه
پا تا سر انگشتان هفت خط بكشد و بگويد بريدم چلهء (اسم) صبيه (اسم مادر) بحق ... بعد خاك را سه حصه كند و سه آدينه سرخود را با
آن بشويد حامله شود. زنيكه كه چله
داشته باشد روز چهارشنبه بگيرد هفت رنگ ابريشم و او ايندعا را هفت بار بخواند و در
هر نوبه يك گره بزند و روز جمعه در آب روان اندازد و از آن آب غسل كند بعد ابريشم
رابر بازوي راست بندد و بعد با شوهر جمع شود و ابريشم تا چهل روز با او باشد و روز
چهلم آن ابريشم را در زير دامن خود دود كند و خاكستر آنرا زن بخورد و حامله شود
دعا اين است ...
