ممه




 علمای طب النفس که  به لغة الإنجليزية «سیکایتری» و بلسان عجمان «روانکاوی» گویند در خصوص «ممه» تحقیقاتی انجام داده اند تا دریابند راز نهان حالی بحالی شدن مردان را از مشاهده پستان پوشیده و پنهان زنان. تا وقت التحریر بشر دو پا بخوبی درنیافته بود راز این مقلب القلوب و الابصار را. اما اخیرآ یکی «نورولوژيست» به پاسخی نیکو دست یافته است. این پرفسور علم النفس کارش پژوهش در شناخت اصل و اساس رفتارهای اجتماعی «کمپلکس» می باشد. گوید انسان در مرحلهء تکامل یا «اولوسیون»  ناخواسته مداری عصبی ار نوع «آی سی» را در وجود خویش عمدآ یا سهوآ حفظ کرده است. این مدار در اصل موجب حفظ ارتباط بین مادر و فرزند میشده و میشود تا مادر بچه را «غال» نگذارد و نرود پی ددری! البته، کار دیگر مدار مذکوره این باشد که زن و شوهر هم درکنار یکدیگر باقی بمانند تا فرزند بثمر برسد. در نتیحه مداری که در اصل برای حفظ علاقه بین مادر و فرزند پسر یا دختر ساخته شده بود، علیرغم بزرگ شدن کودک نرینه، در نهاد این مذکر همچنان باقی ماند.  همین بقاء است که موجب میشود تا مردان دوست داشته باشند پستان زنان را. از طرف دیگر، چون مادر سر پستان را در دهان کودک نهد و کودک بی دندان شروع کند به مکیدن آن (جل الخالقین) شیر دهنده انگار بهره مند شود از «اوزگازم» های بی شمار و آرزو کند ادامهء آنرا تا یوم القیامه! الخصوص که کودک با دستان نرم خود بفشردن ممهء مادر اهتمام ورزد (لعن الله کل معصیت کاران ). علت این تمایل مادر بادامه کار اینست که  نوعی«اوکسی توکسین»یا بعبارت عامیانه «داروی محبت» در مغر زن ترشح شود و «مفتی مفتی» نشئه شود. بعلاوه معلوم شده است که «داروی محبت» مترشحه موچب تحریک زنان هم بشود  و میل آنان را به هم آغوشی دو صد چندان بنماید. حاشیه: حاج آقا، سرتا بیار جلو تا یواشکی یگ چیزی تو گوشت بوگوم. { وختی دو تا جوون بغل هم می خسبند و مردک پسون دختره نا مث انار میگیره توی دستش تا نرم نرم آب لمیوش کنه، همون «داروی محبت» که بعضیا اسمش هشتن «مهر گیا» در دختره مثل آبشار نیاگارا جاری میشه و از خود بیخود مره چو جور. اما شامل حال توی پولدار «ویاگارایی» نمیشه. چون دخترهء کرایه ای تو دلش مگه: <بشو، بشو، مون تونا نخام. تو بدی، مون تو نا نخام. تو خری، مون تو نخام. تو سگی مون تونا نخام...>}

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن