آداب کشور داری
سال دو هزار و هفت، تلویزون ها و سایت های اینترتی مرتب
مشغول پخش تصاویر ثابتی بودند، تصاویری از اجلاس سران کشور های آمریکایی لاتن و
اسپانیا و پرتغال در سانتیاگو واقع در شیلی. در این اجلاس در برابر صدها دوربین و
خبرنگار، وقتی نوبت صحبت به نخست وزیر اسپانیا بنام «هوزه زاپاترو» رسید، «هوگو شاوز» (درگذشته اما خب بر
میگردد) رئیس مملکت ونزوئلا مرتب میان سخنان نخست وزیر اسپانیا پرید و الفاظ و کلمات
ناخوشایندی را بر لب آورد. «هوزه زاپاترو» باو گوش زد کرد:
این طرز صحبت برازنده یک رئیس مملکت نیست. مقامات کشور های دیگر را نباید بباد
تهمت و افترا گرفت. احترام هر کس بدست خود آن شخص است و هر که میخواهد احترامش
محفوظ باشد نباید بدیگران توهین کند.
البته، مرحوم مغفور«شاوز» جنت مکان، چندی
پیش در سازمان ملل بهنگام صحبت از پشت تریبون گفت:< مو همین جا اعلان
موکنوم که جرج بوش ابلیسه.> و سپس با دست نشان صلیب را بر سینه کشید.
در جای دیگر گفته است که «ازنار» نخست وزیر پیشین اسپانیا <فاشیسه. فاشیس که آدم نیه. مار بیتر تر از
یگ فاشیسه.>. در اجلاس اخیر هم مرتب کوشید تا مانع حرف زدن نخست وزیر اسپانیا شود.
البته، میکروفن او در این زمان یا از کار افتاده بود یا از کار انداخته بودند، اما
با توجه به تصاویر منتشره فاصله او با نخست وزیر اسپانیا بیش از یکی دو متر نبود.
آنقدر میان حرف نخست وزیر اسپانیا پرید که پادشاه اسپانیا کاسه صبرش لبریز شد و
خطاب به «شاوز» (علیه الرحمه) گفت: <ساکت باشید، شما. در واقع: یو شات
آپ!> وقتی نوبت صحبت به «شاوز» رسید گفت: <چه تانه؟ حرف حق زدن
که توهین نیه. مو حق دارم هر وخت و هر جا و بهر شلکی که یکی بما زور گفت جلوش قرص وایسوم.>
همزمان در خیابانهای کاراکاس مخالفین «شاوز» که دانشجویان هم
هستند در صفوفی بطول سه کیلومتر در حرکت بودند و بین آنها و موافقین «شاوز» که طبق معمول
چماق بدست هستند نزاع درگرفت. روز جمعه شش تن که چهار نفر آنها افراد پلیس بودند و
چهار دانشجو بضرب گلوله مجروح شدند. «شاوز» توانست نظر مردم
فقیر ونزوئلا را با وعده و عید و پول دستی و شام و ناهار بخود جلب نماید. قانون را تغییر داد تا بتواند دوباره رئیس
جمهور بشود. شاوز با عصبانیت دانشجویان را مورد هتاکی قرار داد و الفاظی بکار برد که مفهومی
نزدیک به «توله سگ و کره خر» داشت.
مرشد: قرنها پیش، مردم کوچه و بازار فرانسه و بریتانیا عقیده بر این داشتند
که پادشاهان میتوانند با لمس کردن فرد مبتلا به خنازیر یا (تورم غدد لنفاوی ناحیهء
گردن) او راشفا دهند. میگویند شارلز دوم
پادشاه انگلیس در دوران سلطنت خود 9000 فرد مبتلا به خنازیر را برای شفا مورد لمس
قرار داد. آخرین مقام سلطنتی که علیرغم ترک لمس خنازیری چنین کرده است ملکه «آن»
میباشد.
در مورد آداب معاشرت سعدی میگوید: یکی را از حکما شنیدم که
میگفت: هر گز کسی بجهل خویش اقرار نکرده است مگر آنکس که چون دیگری در سخن باشد،
همچنان تمام ناگفته، سخن آغاز کند.
تاریخ مسطور است از افرادی که با شناخت نیازهای ساده ای چون
فقر و فاقه و یا میل به توانگر و صاحب
منصب شدن آنان را گرد خود جمع کرده اند. اینان گاهی توانسته اند چند صباحی بگونه
ای خفت بار حکومت کنند و گاهی هم خود طعمه کام طماع پیروان خود شده اند. این افراد
یا شیادند و میدانند که میشود عوام را فریب داد و یا خود هم مانند آنان عامی اند و
همانند گلهء کرکس ها بپرواز در میایند تا لاشه ای پیدا کنند و شکم خود را سیر
نمایند. در هر صورت اینان از دیدگاه مردم صاحب نظر مطرود اند. علت: ذات بشر ترقی و
تعالی می جوید و از رفتارهای همسان دد و دام رویگردانست.
