دنیای وا نفسا



مورخهء بیست و سه اسفند نود و یک. مردی 62 ساله در یکی از پلاژ های استرالیا توانست کودکانی را از دهان و دندان کوسه ای نجات دهد. او کارمند مؤسسهء خیریه ای در انگلستان، با ده سال سابقهء کار، می باشد که باتفاق همسر 56 ساله اش برای گذراندن مرخصی استعلاجی به استرالیا سفر کرده بود. صحنهء نجات کودکان از طریق ویدیو و اینترنت بگونه ای برق آسا در عالم منتشر شد و او در عداد قهرمانان دنیا بشمار آمد . اما این مرد نامه ای از مؤسسه خود دریافت داشت بدین مضمون: < جای بسی تعجب است که شما علت غیبت خود را کسالت ذکر نموده اید اما با توجه به فیلم های منتشره آنچنان از بنیهء جسمی برخوردار بوده اید که توانستید دم یکی کوسه را گرفته آنرا از آب بیرون بکشید. بدینوسیله اعلام میدارد که هیآت امنا متفقآ بر این شدند که شما را اخراج کنند. والسلام و نامه تمام!> «دوالیسیم» نخستین بار در آیین زردشت، یعنی دو هزار پانصد سال پیش و نه 1400 سال پیش، معرفی شد. در این دین «اهورا مزدا» خالق منحصر بفرد هر آنچه «نیکو» است می باشد. او خالق اهریمن که در ادیان سامی ابلیس نام دارد نمی باشد. در این آیین خالق بدی ها خود آدم است و نه «اهورا مزدا». بشر مختاراست بین «نیکویی» و زشتی یکی را برگزیند. نام دیگر زشتی و بدی اهریمن است. بنظر میرسید که انسان ها بویژه در این ایام و باتوجه بواقعه فوق الذکر بیشتر متمایل به خوی اهریمنی شده اند و قدرت اهریمن رو به افزایش است. حال بیایید و اهورا و اهریمن را بکنار بگذاریم و از دنیای متافیزیک خارج شویم و حواسمان را به آدم دم بریده معطوف کنیم. این موجود بدون تردید «فعال ما یشا» است. مختار است دست بارتکاب هر عمل شنیعی بزند حال به 1400 سال قبل برگردیم. قتح سیستان درزمان عثمان بسال 650 میلادی صورت گرفت، یعنی 15سال بعد از  قادسیهء کذایی. فاصله میان بغداد تا زابل 2400 کیلو متر است. طی این مسافت با توجه به دانش لشکر کشی یا «لوژستیک» با اسب تقریبآ 50 روز بطول می انجامد. بدون تردید از بغداد تا زابل راه  هموار و بدون مقاومت بود و مردم بی دفاع و بی یار و یاور! پفیوز های حاکم، فراری {به یک تیر در رفتی از کارزار}. 15 سال بعد از قادسیه عربی خونخوار بنام  «ربیع ابن زباد» با عساکر خود به سیستان رسید.  اهالی سیستان از قلعه بیرون آمدند. مهتر آنها «ایران پسر رستم» بود. در تاریخ سیستان آمده است: <حربی سخت کردند. از هر دو گروه بسیار کشته شدند. مسلمانان بیشتر. تصمیم به صلح گرفتند. ربیع از نعش کشتگان سکویی بلند درست کرد و بر بالای آن اجساد بایستاد. ربیع مردی دراز بالا گندم گون بود و دندانهای بزرگ و لبهای قوی (داشت). ایران چون او، ربیع، را بر بالا اجساد بدید چنین  گفت: {اهرمن بروز فرا دید نیاید. اینک فرا دید آمد که در این هیچ شک نیست...}> 

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن