«خشبور خشبور»
حکام جهانگیر و کشور گشا و سینه ستبر هیچگاه وقتی برای مکتب رفتن و با
سواد شدن نداشته اند، اما احکام صادره اشان باید بطریقی رسمیت پیدا میکرد. این رسمیت
از طریق نگین انگشترشان انجام می گرفت. البته، بی سواد های فعلی هم برای دریافت
حقوق ومستمری و وجوهات بانکی باید از مهر برنجی حکاکی شده خود باضافه انگشت سبابه
استفاده کنند. حتی دهخدا هم مهر داشته و مجلداتش به مهر ایشان ممهور است. در ممالک دیگر هم
وضع بهمین منوال بوده است، تا اینکه مردم با سواد و صاحب امضا شدند. حال، امضا
چیست؟ امضا در شرق الاوسط «گل و بته» ایست که
پای سندی گذارند و از لجاظ فانونی اهمیت آن از مهر بیشتراست. متن بعضی مکتوبات پس
از تدوین اولیه، بصورت کلیشه ای در آمده اند و در نتیجه تکرار آنها به کارمندی
عادی سپرده شده است. گردش این امور، پس از مرور زمان، حقیقتی را بر ملا میکند که
دلالت دارد بر اینکه حضور دایمی صاحب مهر
و امضا چندان ضروری نیست. این وقوف وقتی حاصل میشود که صاحب مهر و امضا یا بیمار میشود
یا به مسافرتی میرود یا بکاری دیگر مشغول میگردد، ولی تشکیلات بدون او باید بکار
خود ادامه دهد و اسناد را مهر و امضا کند. در این هنگام فکر «بکری» به ذهن
دکاندار خطور میکند: <مهر و امضا کشکه.> پیرو
این وقوف، مکالمه ای بشرح زیر بین دکاندار و صاحب مهر و امضا صورت میگرد: <خانم جان، مهرتا بذار پهلوی ما تا خودمان
ترتیبشا بدیم.> صاحب مهز و امضا میگوید: <گیرم مهر را
بشما دادم، امضاشا چه میکنی؟> دکاندار میگوید: <غصه شا
نوخور. اونش با مو.> صاحب مهر می گوید: <نفهمیدم.
وختی من نیستم کی امضا کنه؟ امضای من معرفی شده.> دکانداربا
خندهء استهزاء آمیز میگوید: < خانم جان، گوفتوم غصه شا نوخور. خودوم جات « خشبور
خشبور» موکنوم. بعلاون، اگه خیلی ننر بازی در بیاری، خودم سربرگ چاپ موکنوم و
مهر تو و صد تا مث تونا درست موکنوم و با
تی پا بیرونت موکنوم.> در مکاتبات با
کشور های خارجی، رعایت اصول مکاتبات رسمی کشور مخاطب لازم الرعایه می باشد. در
کشور های پیشرفته امضا بسیار مهم است و
بالای اسم تایپ شده در سند درج میگردد و امضا بصورت «خشبور خشبور» بگونهء گل
و بته مرسوم در شرق الاوسط انجام نمی گیرد، بلکه امضا کننده نام خود را باحروف
لاتین بالای اسم تایپ شده اش مینویسند که منحصر بفرد میشود. ممالک هر«دم بیل» و لبالب
از تقلب و نیرنگ، برای جعل امضا راهی ساده پیدا کرده اند: مهر را خوب بجوهر استامپ آغشته کنند و بعد آنرا روی
«خشبور خشبور» جعلی فشار دهند تا «خشبور خشبور» زیر نقش
مهر محو گردد و کار تشحیص امضا را ناممکن سازد.
البته، برای محکم کاری لازمست که سندیکای نامرئی دکانداران پرفروش دم تصدیق کننده
امضا را ببینند! قدم بعد اینست که تصدیق کننده ها خود قانونی غیر مدون و من در
آوردی زیر سبیل رئیس وضع کنند و بگویند که هرکس مهرش را روی امضا یا همان «خشبور خشبور» نزند مجرم
و خلافکار است و پشت سند با وقاحت تمام بنویسد: <امضا خارج از
کادر است یا فاقد امضاست!> چون
خبر ندارد که امضا در مکاتبات به لاتین بحروف لاتین است. او امضا را فقط بصورت گل
و بته دیده است و بس. چنین مصدق امضائی نه معنی «کادر » را میداند و نه اصول مکاتبات را.

Comments
Post a Comment