هرچی عمرشه خاک
مورخه 18 شهریور 91. کانادا. راننده ای 23 ساله سوار بر پونتیاک جی
5، موبایل بگوش، در نردیکی های تقاطعی که محل عبور عابران است بجای سرعت مجاز 30
کیلومتر در ساعت با سرعت 80 کیلومتر بطرف خط عابر پیاده می آمد. همزمان راننده ای
دیگر، 46 ساله، اهل «آلبرتا» که ناظر بر این واقعه بود استیشن «هامر هاش 3 » خود
را بحرکت در آورد و راه را بر پنتیاک بست و خود را سپر بلا نمود تا بدین ترتیب جان
چهار عابر سه ساله تا 16 ساله را از مرگ حتمی نجات دهد، اقدامی متهورانه که جان و
مال راننده را در معرض خطر قرار میداد. پلیس کانادا بخاطر شجاعت و فداکاری این
راننده که موجب نجات جان چهار نفر گردید، از سازمان مربوطه درخواست تقدیر برای این
راننده فدا کار نموده است. حاشیه: رانندهء پونتیاک از طریق مترجن به پلیس کانادا گفته : < تیمسال، مو از دس این فلان فلان شده شاکیوم. بزن توی دهنش.
بش بگو برییه چی سد «محبر» کرده. عابر پیاده سگ کی
باشه که بخواد از خط کشی عبور کنه. کور شه وایسه تا ماشینا مث تیر ترکش رد شن.
تیمسال، یاد اینا بدین که روی خط کشی مثل گربه پاورچین پاورچین راه برن، همونجور
که گربه روی زمین خیس راه میره. عابر پیاده بایس بودونه که حق همیشه با رانندیه. فحش
خورش هم بایس خوب باشه: پیر خر. علیل بد بخت. کور عصا کش. زنیکیه عفریتهء اکبیری...
از این گذشته کسی که سوار یگ ماشین پونصد
ششصد میلیون تومنی میشه که نبایس جلوی یگ مشت گدا گوده ترمز کنه. خورد که خورد. بجهندم! پس دییه برییه چیه؟ از این گذشته،
کار مهمی برییه مو پیش اومده بود. یگ ملک نقلی توی وارث اوفتاده گیر اومده بود که
بایس در جا معامله اش میکردم. برییه همین گوشی بدست رانندگی می کردوم. این دری وری
ها چیه. مو بی دست هم بلدم رانندگی کنوم. از این گذشته، پس چرا اسم این تلفونا
هشتن «حمراه». بعلاون، اینجا کانادایه. اینجا که
سر چارراه ولات خودمان نیه که وقت ظهر که مأمورا با گرفتن جلوی ماشینا، مفتی میرن
ناهار و یگ وظیفه ای را جای خودشان میذارن. وظیفه ای که دس چپ و راس خودشا نمیدونه.
سوات خوندن تابلوی «ایستادن ممنون» را هم نداره،
اما من نوعی مث سگ ازش میترسه. اینجا کانادایه. اینجا مأمور نمیذارن . قانون
میذارن: چراغ، خط کشی. تابلو. آدم که
دیفال و نرده و زنجیل لازن نداره. طویله نیه که بایس در داشته باشه تا خرها و گابا
رچ و راه نیفتن. اینجا همه آزادن. مو برییه همین اومدوم کانادا. هرکاری دلت خواس
آزادی، مث همین حالا که تو جلوی مویا گرفتی و مو داروم با تو یگ بدوم مکنوم. خدا
پدر مخترع این گوشیا و این ماشینو بیامرزه. اسمش رو خودشه: حمراه. این گوشیا و این
ماشینو آقا بزرگ مو اختراع کرده. هر چی عمرشه
خاک شما باشه.
