گوسبندی
مورخهء 13 بهمن 90. استکهلم. سوئد. در روستایی
واقع در استکهلم خرگوشی زندگی میکند که موجب حیرت جهانیان شده است. او 5 سال بیشتر
ندارد ولی کار شگفت انگیزش در 700 هزار ویدویی خبری عالم منعکس شده است. در یکی از
این ویدئو ها دیده میشود که این خرگوش در مزرعهء متعلق به صاحبش مدام به پس و پیش گلهء
گوسفندان میدود و آنان را هدایت میکند. صاحب این خرگوش گوید:
<اون دیگه خرگوش نیست. سگ گله شده، مثل سگهای آموزش دیدهء گله. گمون کرده پادتشاه مزرعه اس و گوسفندا و مرغ و خروسا همه رعیت هاش.>
یکی مربی پرورش سگ گوید:< اون مدیریتش محشره. مررسه نرفته اما
توی کارگله داری اوسا ست. وختی میخاد گله را به آغل برگردونه، همه شونا جعم میکنه.
اگه یه گوسفندی بخاد از گله جدا بشه، نمیذاره. اون این کارو خیلی بهتر از سگ های تعلیم
دیده انجام میده. من که مربی سگم میدونم که آموزش همچه کاری به سگ چقدر سخته تا چه
رسه بخرگوش. شاید این خرگوشه این کاررا از
سگاهای گله یاد گرفته. عجیب تر اینکه گوسبندا با جون و دل دوسش دارن.>
حاشیه:
آدم از این کار مردم دنیا شاخ در میاره. حواس همه رفته به خرگوشه. البته و صد
البته که آدم از این کار خرگوشه شاخ در میاره. بر منکرش نعلت، اما چرا به گوسبندا
نگاه نمی کنن؟ چه شباهتی میون گوسبند و آدم وجود داره؟ خورد و خوراک و آغل و کاه
دون و عملیات پایین تنه؟ خوب نگاشان کن. گله گوسبند که رسیده به این خرگوشه، همه
ترمزا کشیدن و پوزشانا آوردن روی زمین، یعنی، ارواح شکم عمه اشان، دارن فکر موکنن.
چرا بعقل هوچ کدومشون نمی رسه که میتنن با سر شاخشان ایی خرگوشا ده ذرع به یگ طرف پرت
کنن؟ بله بخاطر همینه که مردما رعیت با «گله» اسم هشتن. اونی که با چوق اینا می
رونه اسمش شده چوبان. مثل دییه ای میگه: «اگه یه چوب هم بالا سرشان بذاری، از
جاشون تکون نمی خوردن.»
Comments
Post a Comment