قمپزدرکردن

نسل «پاندا» در شرف انقراض است. فقط چند رأس از این حیوان زیبا در دنیا باقی مانده است آنهم در چین کمونیست (1500 رأس). از طرف دیگر، هر وقت مصلحت ایجاب کند، حاکمان چینی یک رأس «پاندا» به رؤسای ممالک دیگر هدیه میکنند، مانند «ریجادر نیکسون» رئیس اسبق متوفی امریکا، همان کاری که خلفای بنی امیه و بنی عباس از طریق دادن خلعت و اسب پیش کشی انجام می دادند. حالا چینی ها دیگر مثل زمان «مائو» کت پیجامهء قدک نیلی متحد الشکل نمی پوشند. شیک پوش  شده اند. «فشن شو» دارند. جالب اینکه مولتی میلیونر های چین کمونیستی اشتراکی که قرار بود طبق قرضیهء «مائو» همه باهم هم کاسه شوند، حالا بعد از مولتی میلیونر شدن با خود میگویند حتمآ «پاندا» نگهداشتن خاصیتی دارد وگر نه چرا نیکسون ها طالب «پاندا» هستند، پس ما هم «پاندا» میخواهیم، اما کو «پاندا».  در عین حال، چین هم مثل ژاپن پنجاه سال پیش دور دنیا  به «رچ و راه» افتاده است و دوربین بدست از هر صنعت و تکنولوژی عکس میگیرد و به چین می برد تا بکار اندازند. مثلآ، فارسی خوانهایشان داستان ملا نصرالدین را میخوانند و در باره آن به شور و غور می پردازند تا فایده اقتصادی آنرا کشف کنند. وقتی دیدند، چه بصورت افسانه و غیر افسانه،  می توان خری بسرقت رفته را رنگ کرد به همان صاحب مال فروخت، با خود میگویند چرا ما نکنیم. پس بیایید و سگ رنگ کنیم و بجای «پاندا» قالب کنیم. در این دستکاری ها معمولآ لنگش و یا تعارضی هم حاصل میشود، زیرا چینی ها بعلت زاد و ولد زیاد و در نتیجه کثرت نفوس، معادل یک پنجم جمعیت دنیا، مجبورند سوک و مار و موش و سگ و حتی ذکر سگ بخورند. لنگش یا در رفتگی مفصل فرهنگی وقتی حاصل میشود که چینی مولتی میلیونر فعلی و لی سگ خور سابق، حالا ادای  اروپایی ها را در می آورد. اوست که دیگر سگش را نمی خورد بلکه آنرا به آرایشگاه زنانه می برد تا حلیمه «بند آندار و حنا بند» سابق ولی «بوتی سین» فعلی سگش را استادانه بشکل پاندا رنگ کند و عیال پت و پهن شده دهاتی سابقش قلاده الماس نشان سگ «پاندا» نما را  بدست بگیرد و در پارک ها بدون دلهره از مآموران عسسخانه بگردش در آورد و «فیس» کند و باد به غبغب بیندازد.

Comments

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن