نه بابا

حکایت : گویند: موش صحرائی قادر است هر شب قریب یکصد زرع زیر خاک نقب بزند ویا اگر سر سوسکی وارداتی را با تبر از تن جدا کنند، او تواند با تن بی سر هفته ها زنده بماند و وقتی جان می سپارد مرگش نه از بی سری است بلکه از بی قوتی باشد. دیگر از عجایب خلقت اینکه تمساح را هر وقت دندانی بیفتد، بجایش دندانی تازه همی روید و فعله بهنگام کار طاقت فرسا، بی آنکه خود متوجه باشد، روزانه 15 کاسه آب بصورت عرق از بدن تبخیر کند و خارپشت، پسر عم تیغ پشت، قلبش بطور متوسط 300 بار در دقیقه همی طپد و سکهء ربع دلاری الامریکیه روی لبهء محیطی خود 119 خط یا دندانه دارد، در حالیکه سکهء 500 ریالی سال 1385 نه تنها فاقد لبهء دندانه داراست، بلکه از یک سکهء برنجی محاط در یک طوق نیکلی بوجود آید که روی سکهء برنجی رقم 500 ریال بخط ملیح نستعلیق حک شده است، ولی نوع جدید سکهء 500 ریالی فاقد طوق نیکلی باشد و فقط از یک سکهء 50 ریالی جدید که روی آن بجای عدد 50  رقم 500 ریال دیده میشود بوجود آید. دیگر اینکه، افراد بالای 45 سال بدون عینک قادر به تشخیص بهای سکه نباشند، و با تبعیت از نابینایان یعنی کور مال کور مال کردن باز هم این تمیز مقدور نگردد، چه ابعاد مسکوکات خلاف عرف امم دیگر جوابگو نخواهد بود، لیک از عجائب اینکه نه نانوا و نه مشتری هیچ یک در داد ستد سکه ای مغبون نشوند. در میان این مسکوکات می توان به سکهء 250 ریالی اشارتی کرد که او را انواع و اقسامی حد اقل 4 نوع باشدی. برای تشخیص قیمت آنها، بدون عینک کاری کاری بس دشوار است. مثلآ، آن 250 ریالی مضروب در سال 1377 هم همانند اخوی زوج خود، یعنی 500 ریالی  مطوقه، مطوقه باشدی لیکن طوق آن برنجین و  سکه درون بطنی آن نیکلاوی باشد، یعنی بعکس سکهء مطوقه 500 ریالی. مسلمآ، در هوای گرک و میش تشخیص بسیار مشکل شودا. از سوی دیگر در سال 1380 سکه ای 250 ریالی رایج شد که کلآ نیکلی است اما از لحاظ جثه از سلف خود ریزتر باشد ولی در مقایسه با سکه 50 ریالی سال 1375 خرد تر باشد که باکی نیست. لیکن در سال 1386 سکه ای برنجین برقم 250 مورد ضرب قرار گرفته که عینآ بانداره همان 250 ریالی سال 85 باشد. شاید رابطه ای با موجودی نیکل و برنج در  انبار ضرابخانه داشته باشد. الله اعلم. و بالاخره، از یک قطعه طلای ناب باندازهء یک مهر میتوان بضرب چکش ورقی را  به بزرگی یک راکت تنیس پدید آورد. این کیفیت را دردرس ضاله «پیزیک» که معرب آن فیزیک است «تورق پذیری» یا در افواه عامه «چکش خوری» نامند، کیفیتی که متناسب است با خلق و خوی اهالی عجمستان، همان جماعتی که در طول تاریخ یعنی از یزدجرد سوم تا یزدجرد یکهزارم، الحق و الانصاف، در کوفه گری بی بدیل بوده است، بگونه که در سر هر بزنگاهی  پشت یزدجرد و امثالهم را خالی کرده و فلنگ رحمت را بسته است، ولی بعد از دخمصه عاملش را« همسادهء دیفال به دیفال» معرفی کرده. و بدین ترتیب توانسته اند لقب غرور آفرین «نجیب» را از آن خود کنند. جل الخالقین!

Comments

Popular posts from this blog

برادران کارامازوف

دلبر جانان من

طوطی شکر سخن