جیغ اف افی





مورخهء چهاردهم فروردین نود و دو. برکویل. کانادا.  وقتی افراد پلیس این شهر، بهنگام گشت زنی صدای جیغ زنی را از درون «اف اف» خانه ای شنیدند، لحظه ای تردید بدل راه ندادند و بعنف داخل خانه شدند، اما پس از دخول دریافتند که ای دل غافل این جیغ ها نه از حلقوم زنی است بلکه از منقار یکی طوطی در آمده  و پخش صدا از «اف اف» به بیرون خانه  ناشی از نقص فنی دستگاه بوده، یا بقول برقی ها «یکسره شدن». از قضا، صاحب خانه که پرستاری باشد ساعت 12 شب پس از کاری طاقت فرسا، خسته و کوفته  تک و تنها سر بر بالین نهاده  همچون سنک افتاده بود و صدای طوطی را نمی شنید. حال که مأموران بزور داخل خانه شدند، مرغک جیغی طوطی آسا سرداد. متقابلآ، مأموران هم فریاد زدند: < «هولی شیت». اینکه پرنده است.> بعدآ، وقتی صاحبخانه از خواب پرید گفت: < اوفیسر، منم وقتی چشمم به شما افتاد حسابی «پیست آف» کردم! اما اصلن «اوبژکسیونی» ندارم، جونکه  منهم اگر بجای شما بودم همین کار را میکردم.> اضافه بر سارمان: و اما کل نفوس براکویل بالغ باشد بر  21,765 نفر. تعداد سفید پوستان :  20,670نفر یا نود و پنج درصد. متفرقه: 685 نفر. اما بگونهء ای اسرار آمیز تا وقت التحریر تعداد عرب و عجم موجود در این مکان بعون الله و حسن توفیقه عدد صفر باشد. در کتب جغرافی آمده است که برکویل در «ناحیه توزند آیلند» قرار گرفته است. این تشابه اسمی بین این مکان و  سس سالادی بهمین نام نیاز ببررسی بیشتر دارد. دبیرستان های براکویل بیش از هزار نفر دانش آمور دارد. کالج «سن لورنس» براکویل 800 دانشجو دارد. توجه: براکویل تا وقت التحریر مدرک دکترای پوشالی «میکی موسی» به کسی نداده است. (پس بگو علت عدم حضور را.) و اما با توجه به خصلت تخطئه و مغلطه و معانده نظیر گوینده «پارس تی وی» میتوان مغرضانه گفت که از این گزارش چنین استناط میشود که براکویل مکانی است ناامن. زیرا تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. اگر شهر امن و امان است چرا پلیس شهر نگران است (مغلطه) و پای «اف اف» ها بفال گوشی می ایستد (سفسطه). وقتی شهری امن باشد، نباید پلیسی دیده شود.(استدلال بشیوه گویندهء پارس تی وی) . آیا مآمور پلیسی که نیمه شب در کوجه پس کوچه ها راه میرود بدین معنی نیست که: <مردم بخوابید که پلیس بیدار است.>عکس آن چه معنی میدهد؟ اگر مآموران عسسخانه ای آزاد باشند در کوجه پس کوچه براه بیفتند آنوقت به همین بهانه های واهی با طناب کوه نوردی از دیوار خانه ها بالامیروند و داخل خانه های بی حریم می شوند. تجاوز بعنف میکنند و ستم رفتگان را برای خفه کردن صدا به سیاه چال های مخفی می برند و تا دم شتر بزمین برسد در آن اماکن نگه میدارند نا بمیرند و بپوسند. مآمورانی که وظیفه آنان  باید «تو سرو اند تو پروتکت» یاشد یا بعبارتی خدمت بخلق و حفاظت ار جان و مال و زنان و کودکان، از هر دین و هر مسلک، که معکوس شده است. مردم از دیدن مأمور لرزه بر اندامشان می افتد و مآموران «اکس کان» از دیدن چهره های وحشت زده زنان و کودکان و مردان پیر بی دفاغ لذت می برند. ساکنان خانه های آپارتمانی جرآت نوشتن نام خود را کنار زنگ ندارند. خیال میکنند زرنگی کرده اند. دوست ندارند که قبول کنند سرایدارشان رقیق دزد و شریک قافله است.